28 دی 1396 ساعت 19:34

 

باوجود تلاش سازندگان مجموعه تلویزیونی «خندوانه» برای حضور «جناب خان» در سری چهارم برنامه، حتی پیشنهاد هنگفت به صاحب اثر هم نتوانست حضور این عروسک محبوب را در این مجموعه قطعی کند.

به گزارش ملیت به نقل از خبرگزاری فارس، عروسک جناب خان بی‌شک یکی از محبوب‌ترین عروسک‌های تلویزیونی است که تقریبا همه گروه‌های سنی را درگیر خود کرده است و بیشتر مخاطبان «خندوانه» آن را متعلق به این برنامه پربیننده می‌دانند.

 
اما واقعیت ماجرا این است که «جناب خان» در برنامه «کوچه مروارید» زاده شد. مجموعه‌ای که ویژه کودکان در شبکه نمایش خانگی توزیع شد و واقعیت ماجرا هم این است که جناب خان آنجا اصلا دیده نشد و در حقیقت شهرت و محبوبیت خود را مدیون «خندوانه» است.
 
این عروسک با حضور موفق و البته همراهی محمدبحرانی صداپیشه آن توانست به رقیبی جدی برای رامبد جوان هم محسوب شود و بسیاری خندوانه را به واسطه حضور این عروسک با گویش جنوبی‌اش تماشا می‌کنند.
 
اما در اواسط سری سوم برنامه خندوانه خبر آمد که سعید سالارزهی صاحب امتیاز عروسک جناب خان نسبت به حضور آن در برنامه خندوانه شکایت کرده و دیگر نمی‌خواهد این عروسک در برنامه حضور داشته باشد.
 
سالارزهی در همین رابطه با رسانه‌های بسیاری مصاحبه کرده که یکی از نکاتی که در این مصاحبه‌ها مطرح کرده، قابل توجه است. او گفته: «اکنون ما دو نگرانی داریم؛ یکی اینکه جناب خان در یک برنامه روتین مثل «خندوانه» به روزمرگی برسد و دوم اینکه ما در این 2 سال هیچ منفعت مالی به عنوان مالک و خالق این عروسک نداشتیم درحالیکه حضور جناب خان در شبکه نسیم و تلویزیون باعث تبلیغات و منافع زیادی شده است.»
 
موضوع قابل ملاحظه در این گفته‌ها این است که سالارزهی نسبت به حضور مداوم جناب خان روی آنتن نگرانی داشته که نکند دچار روزمرگی شود. این در حالی است که اتفاقا حضور این عروسک در برنامه هرشبی منجر به دیده شدن بیشترش شد و همراهی آن با خلاقیت خنداونه‌ای‌ها منجر شد تا اتفاقی بی‌نظیر برای یک عروسک در تلویزیون رقم بخورد.
 
نکته دومی که صاحب امتیاز عروسک جناب خان به آن اشاره کرده، این بوده که هیچ منفعت مالی نصیب وی نشده است. این نکته درحالی بیان شده که ما به وفور شاهد حضور عروسک‌های جناب خان در بازار و همچنین تصویر او بر روی لوازم التحریر هستیم که اتفاقا همگی با نظارت و قراردادهای صاحب اثر روانه بازار شده‌اند.

فصل چهارم برنامه «خندوانه» نیز در حالی روی آنتن رفت که جای خالی این عروسک محبوب در برنامه کاملا نمایان بود و تلاش سازندگان این برنامه و حتی ارائه پیشنهادی با رقم بسیار بالا و هنگفت نیز نتوانست صاحب امتیاز عروسک جناب خان را مجاب کند تا به حضور آن در برنامه رضایت دهد.
حالا باید دید نتیجه این جدال به کجا می‌رسد و سرانجام جناب خان دوباره رنگ خندوانه را خواهد دید یا نه؟

در حالی که همچنان حاشیه ها در هلال احمر یزد ادامه دارد اما از سوی مدیران ارشد استان هیچ گونه واکنشی صورت نمی گیرد.

«محمدتقی بهار» در ۱۳ ربیع‌الاول سال ۱۳۰۵ قمری در مشهد متولد شد. بهار در چهارسالگی به مکتب رفت و در شش سالگی فارسی و قرآن را به خوبی می‌خواند. از هفت سالگی نزد پدر شاهنامه را آموخت و اولین شعر خود را در همین دوره سرود. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت.

پدر محمدتقی، «میرزا محمدکاظم صبوری»، ملک‌الشعرای آستان قدس رضوی در زمان ناصرالدین شاه بود؛ مقامی که پس از درگذشت پدر، به فرمان مظفرالدین شاه، به بهار رسید. خاندان پدری بهار خود را از نسل میرزا احمد کاشانی، قصیده‌سرای سرشناس عهد فتحعلی‌شاه می‌دانند و به همین جهت پدر بهار تخلص صبوری را برگزید. مادرش از یک خانواده گرجی بود که در دوره عباس میرزا به ایران آمده بودند. مادرش نیز مانند پدر اهل سواد و شعر و دانش بود. می‌گوید که پدرش ترجمه‌های الکساندر دوما را که تازه منتشر شده بود به خانه می‌آورد و با صدای بلند برای افراد خانواده می‌خواند و چون خسته می‌شد، مادرش خواندن را ادامه می‌داد.

وقتی ۱۵ ساله شد، اوضاع کشور یعنی مرگ ناصرالدین شاه و روی کار آمدن مظفرالدین شاه چنان بود که پدرش به این نتیجه رسید که با تغییر اوضاع دیگر کسی به شاعران اعتنایی نخواهد کرد و تقریباً او را از شعر گفتن منع کرد و تلاش کرد تا وی را به تجارت وادارد.

ملک الشعرا بهار

اما این تلاش به دو دلیل به نتیجه نرسید، نخست اینکه محمدتقی بهار چندان علاقه‌ای به تجارت نداشت و دوم اینکه پدرش در سن ۱۸ سالگی او درگذشت و موفق نشد که جلوی شاعر شدن او را بگیرد. پس از مرگ پدر، به دستور مظفرالدین شاه قاجار، لقب ملک‌الشعرا به پسرش واگذار شد و از آن پس، بهار، ملقب به ملک‌الشعرا شد. وی تخلص بهار را از «بهار شیروانی» گرفته است که از سخنوران دوره ناصرالدین شاه بوده است.

بهار شش دوره نماینده مجلس شد و سال‌ها استاد دوره دکتری ادبیات دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات بود. به علت پیوستن به مشروطه‌طلبان و آزادی‌خواهان چند بار تبعید و زندانی شد که سال‌های زندان و تبعید از پربهره‌ترین سال‌های زندگی ادبی وی بوده است.

از معروف‌ترین آثار وی دیوان اشعار، سبک‌شناسی که در سه جلد درباره سبک نوشته‌های منثور فارسی نوشته شده، تاریخ احزاب سیاسی، تصحیح برخی از متون کهن مانند تاریخ سیستان و مجمل‌التواریخ و القصص، تاریخ بلعمی را می‌توان نام برد.

بهار در ۱۳۲۸ روزنامه نوبهار را که ناشر افکار حزب دموکرات بود، منتشر ساخت و به عضویت کمیته ایالتی این حزب درآمد. این روزنامه پس از چندی به دلیل مخالفت با حضور قوای روسیه در ایران و مخاصمه با سیاست آن دولت، به امر کنسول روس تعطیل شد. او بلافاصله روزنامه تازه‌بهار را تأسیس کرد. این روزنامه در محرم ۱۳۳۰ به امر وثوق الدوله، وزیر خارجه تعطیل و بهار نیز دستگیر و به تهران تبعید شد.

بهار در سال ۱۳۳۲ به نمایندگی مجلس سوم شورای ملی از حوزه انتخابیه درگز انتخاب شد. یک سال بعد دوره سوم نوبهار را در تهران منتشر کرد و در ۱۳۳۴ انجمن ادبی دانشکده و نیز مجله دانشکده را بنیان گذاشت که به اعتقاد او مکتب تازه‌ای در نظم و نثر پدیدآورد. علاوه بر بهار عده‌ای از اهل قلم مانند عباس اقبال آشتیانی، غلامرضا رشید یاسمی، سعید نفیسی و تیمورتاش با این مجله همکاری داشتند.

دوستان ملک الشعرا

انتشار نوبهار بارها ممنوع و دوباره آزاد شد. یکی از معروفترین قصیده‌های بهار، «بث‌الشکوی»، در ۱۳۳۷ به مناسبت توقیف نوبهار سروده شده است. کودتای ۱۲۹۹ بهار را برای سه ماه خانه‌نشین کرد و در همین مدت، یکی از به یادماندنی‌ترین قصیده‌های خود، «هیجان روح»، را سرود.

محمدتقی بهار بار نخست در مشهد بود که ازدواج کرد. از این ازدواج صاحب فرزندی نیز شد. اما عمر همسر و فرزند بسیار کوتاه بود. پس از آمدن بهار به تهران بود که، در سال ۱۲۹۸ خورشیدی، با شاهزاده خانم سودابه صفدری از نوادگان فتحعلیشاه قاجار ازدواج کرد. سودابه صفدری قاجار را پس از ازدواج، بخواست ملک الشعراء، «بهارجون» صدا می‌کردند. حاصل این ازدواج فرزندانی به نام‌های هوشنگ ملک، ماه ملک، ملک دخت، پروانه، مهرداد و چهرزاد شد. بهارجون در تابستان ۱۳۵۸، در دهم مرداد ماه، درگذشت.

خانواده محمد تقی بهار

چهرزاد کوچکترین فرزند خانواده بهار است. مقبره ملک الشعرا بهار در آرامگاه ظهیرالدوله به همت و کوشش او و مادرش ساخته شد. چهرزاد هم اکنون در تهران زندگی می‌کند.

چهرزاد بهار

مهم‌ترین اثر بهار دیوان اشعار اوست که به اعتباری کارنامه عمر او نیز به شمار می‌رود. این دیوان در زمان حیات او به چاپ نرسید. «جلال متینی» از بهار نقل می‌کند که می‌خواسته‌است سروده‌های خود را از صافی نقد بگذراند و منتخب دیوان خود را به چاپ برساند و از وزارت فرهنگ خواستار شده بود که دو تن آشنا با شعر و شاعری را برای پاک‌نویس اشعارش در اختیار او بگذارد، اما این تقاضا اجابت نشد.

برخی معتقدند که بعد از جامی، در انسجام کلام و روانی طبع و جامعیت، شاعری هم‌پایه بهار نداشته‌ایم. بهار تحصیلات خود را به شیوه امروزی فرا نگرفته بود، اما با مطالعه عمیق در آثار گذشتگان به مدد حافظه پر بار و سرشار خود، این نقیصه را جبران کرد و در فنون ادبی و تحقیقی به پایه‌ای از جامعیت رسید که بزرگترین محققان زمان به گفته‌ها و نوشته‌های او استناد می‌کردند. بهار در بدیهه‌گویی و ارتجال، طبعی فراخ‌اندیش و زودیاب داشت و به آسانی از مضایق وزن و تنگنای قافیه بیرون می‌آمد.

بهار در تدوین دستور زبان، معروف به دستور «پنج استاد» سهم عمده دارد. مقالات ادبی و تحقیقی بهار، در زمان حیات یا پس از مرگ او در جراید و مجلات و نشریات متعدد از جمله نوبهار، مهر، ایران، دانشکده، باختر، ارمغان، تعلیم و تربیت، دانش، جهان نو، یغما، آموزش و پرورش، نگین، گلهای رنگارنگ، پیام نو، نامهٔ فرهنگستان، فردوسی، آینده، آرمان، مهر ایران، ایران‌نامه و سخن چاپ و منتشر شد. این مقاله‌ها در مباحث گوناگون زبانی، ادبی، تاریخی، واژه‌شناسی، دستور، خط، احوال رجال سیاسی و مذهبی، نقد متون و همچنین شامل نقد شعر و مکاتبات است.

از تصنیف‌ها و ترانه‌های سروده بهار «بهار دلکش»، «باد صبا بر گل گذر کن»، «ای شهنشه»، «ای شکسته‌دل»، «ای کبوتر»، «گر رقیب آید»، «ایران هنگام کار»، «ز من نگارم»، «پرده ز رخ برافکن»، «سرود پهلوی»، «عروس گل»، «به اصفهان رو» و «مرغ سحر» را می‌توان نام برد.

ملک الشعرا بهار

در اواخر عمر، بهار به بیماری سل مبتلا شد و این درد به حدی شد که توان کار کردن از وی گرفته شد و در نهایت در سال ۱۳۲۶ برای معالجه به اروپا رفت و در شهر لزن سویس اقامت گزید و پس از چندی استراحت و معالجه، به دلیل مشکلات مالی، در اردیبهشت ۱۳۲۸، به تهران بازگشت.

درسال ۱۳۲۹، بهار که دیگر وجودش ناتوان شده بود و پس از گذراندن یک دوره کسالت ممتد، در ساعت ۸ صبح روز یکشنبه ۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۰ در حالی که ۶۴ ساله بود ، در خانه مسکونی خود در تهران درگذشت و در شمیران در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. با مرگ او، ایران آخرین شاعر قصیده‌سرای خود را از دست داد. 

قبر ملک الشعرا

بهار چند ماه پیش از مرگش، پایان خود را در غزلی چنین آورده بود:

شو بار سفر بند که یاران همه رفتند             از ملک ادب حکم گذاران همه رفتند

  گوید چه نشینی که سواران همه رفتند          آن گرد شتابنده که بر دامن صحراست

ملک الشعرا

خانه ملک‌الشعرا بهار

خانه ملک‌الشعرا بهار مربوط به دوره پهلوی اول است و در تهران، خیابان طالقانی، خیابان ملک‌الشعرا بهار، کوچه گوهر، پلاک ۴ واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۲ با شماره ثبت ۱۰۸۶۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تدوین: طاهره پوریوسفی

سایت: کجارو

سی و دومین همایش دوچرخه سواری سه شنبه های بدون خودرو

⚫️ به میزبانی محله خلفباغ یزد

⭕️ سه شنبه 23 آذر ۶:۳۰ صبح
⭕️ مبدا: میدان باغ ملی

Back to Top

Template Design:Dima Group