28 دی 1396 ساعت 19:23

پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، اعظم ویسمه: جمشید انصاری رئیس کمیته سیاسی فراکسیون خط امام(ره)مجلس از جمله اعضای کمیسیون ویژه بررسی کننده لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها است.از آنجا که به نظر می‌رسد لایحه هدفمند سازی یارانه‌ها علاوه بر آثار اقتصادی بر زندگی مردم، تبعات اجتماعی،سیاسی و امنیتی نیز به همراه داشته باشد با انصاری پیرامون این مساله به گفت و گو نشستیم.

انصاری در این گفت‌و‌گو که چند روز پیش از ارسال لایحه به شورای نگهبان صورت گرفت، گرچه تاکید می کند که تبعات سیاسی امنیتی لایحه هدفمند سازی یارانه ها در کمیسیون ویژه مورد توجه قرار گرفته اما در خود لایحه این موضوع به صورت ماده قانونی دیده نشده است. نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی ضمن تایید تغییرات رخ داده در شرایط سیاسی کشور بعد از انتخابات تاکید دارد شرایط اقتصادی کشور هم نسبت به زمانیکه دولت این لایحه را به مجلس تقدیم کرد تغییر یافته است.انصاری معتقد است دولت حرفی را زده و در بین مردم توقعی را ایجاد کرده است که ناچار از پاسخگوئی به آن است. از سوی دیگر در بستن بودجه سالانه خود با مشکل جدی مواجه است و منابع در آمدی کشور کفاف تامین هزینه‌ها را نمی‌دهد و این دو ، امروز اصلی ترین دلایل دولت برای اجرای هدفمندسازی یارانه ها است؛ مشروح این گفت‌و‌گو در پی می‌آید.

در چند ماه اخیر جامعه با بحرانی تحت عنوان حوادث پس از انتخابات مواجه شده است که درواقع دولت به سوال مردم در مورد نتایج اعلام شده انتخابات با شیوه خودش پاسخ داد.هنوز این مشکل حل نشده  پرونده جدیدی بعنوان طرح هدفمند سازی یارانه ها باز شده است.گرچه این طرح قبل از انتخابات ارائه شده اما با توجه به شتابی که گرفته نگرانی‌هایی را در سطح جامعه ایجاد کرده است.با توجه به نحوه پاسخگویی دولت به مسائل انتخابات ، فکر می کنید به نگرانی های موجود در مورد این طرح با چه روشی پاسخ دهند و چرا دولت علاقه مند بوده در کنار یک پرونده سیاسی حل نشده یک پرونده اقتصادی هم باز کند؟تبعات این روند برای جامعه چگونه است؟

این تعبیر که پرونده جدیدا باز شده شاید تعبیر درستی نباشد. همانطور که خودتان نیز اشاره کردید بحث لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها به تابستان سال 87 بر می گردد.در آن زمان دولت اعلام کرد طرحی برای تحول اقتصادی دارد که یکی از محورهای آن هدفمند سازی یارانه ها است.با توجه به حساسیتی که مجلس در خصوص این موضوع داشت قبل از آنکه دولت لایحه خود را تقدیم مجلس کند پیشاپیش مجلس نسبت به تشکیل یک کمیسیون ویژه برای این موضوع اقدام کرد.اگر از منظر دولت به قضیه نگاه کنیم به هر دلیل دولت علاقه مند بود که در سال 87 این لایحه تصویب و از ابتدای سال 88 اجرایی شود.حساسیت مجلس و طولانی شدن بررسی در مجلس کار تصویب را به سال 88 کشاند. لذا این پرونده جدیدی نیست که دولت آن را باز کرده و یا بر اجرای آن اصرار داشته باشد.

بعد از انتخابات شرایط کشور تغییر کرده است.زمانیکه دولت این لایحه را به مجلس ارائه کرد شرایط سیاسی کشور اینگونه نبود.با توجه به شرایط فعلی و باز بودن یک پرونده سیاسی در کشور گشودن یک پرونده اقتصادی که کارشناسان پیش بینی کرده‌اند اجرای آن تبعات اجتماعی ، سیاسی و امنیتی جدی دارد چطور قابل ارزیابی است؟

باید توجه کنید زمانی که لایحه ارائه شد شرایط اقتصادی کشور هم با امروز متفاوت بود .قبل از اینکه بخواهیم به این مسئله بپردازیم که شرایط سیاسی  دگرگون شده می‌خواهم بگویم شرایط اقتصادی هم تغییر کرده است.زمانیکه دولت تصمیم گرفت طرح هدفمند سازی یارانه ها را اجرا کند قیمت نفت در وضعیت بسیار خوب و بهتر از امروز و  6 ماه قبل بود.در آن زمان قیمت نفت حدود 120 دلار برای هر بشکه بود.همچنین ابعاد بحران اقتصادی دنیا همانند امروزمشخص نشده بود .در زمان ارائه لایحه اینگونه برآورد می‌شد که در شرایط اقتصادی خوبی حداقل به لحاظ در آمدهای نفتی  قرار داریم .

آیا طرحی را که دولت می خواست در یک شرایط اقتصادی بهتر نسبت به حال حاضر اجرا کند امکان اجرایش در شرایط بحرانی اقتصادی به همان صورت قبل وجود دارد؟

این نکته‌ای است که باید قبل از هر اقدام عملی برای اجرایی کردن هدفمند سازی یارانه ها به آن پرداخت . من معتقدم اجرای برنامه‌های اصلاح ساختارهای اقتصادی نمی تواند در شرایط رونق و رکود اقتصادی مثل هم باشد و حتما باید در روشها و هدفگزاری ها تفاوتهای معناداری را شاهد باشیم .ضمن اینکه شرایط سیاسی و اجتماعی کشور هم تغییر کرده و به‌گونه‌ای دیگر است که از ویژگی‌های آن می توان به کاهش اعتماد بخش قابل توجهی از جامعه به دولت اشاره کرد.طبعا زمینه همکاری و همراهی اجتماعی برای اجرای این طرح بزرگ  را نمی‌توان مانند سال گذشته تصور کرد که این می تواند در عدم موفقیت اجرا یا دشواری کار بسیار موثر باشد.

در این خصوص دو نظر متفاوت مطرح است برخی عنوان می‌کنند  دولت نباید در فضایی که از نظر سیاسی و اقتصادی متفاوت از سال 87 است  بر اجرای لایحه اصرار بورزد ولی برخی دیگر معتقدند دولت متوجه این تغییرات شده و اصراری برای اجرای لایحه ندارد بنابر این سعی دارد با ایراد هایی از اجرای لایحه شانه خالی کرده و توپ را به زمین مجلس بندازد.تحلیل شما چیست؟

در حال حاضر نمی توان با قاطعیت گفت که دولت بر اجرای لایحه اصرار دارد.شاید الان اصرار مجلس بر اجرای آنچه که نتیجه کار یکساله خودش است بیشتر از دولت باشد.به نظر من حتی انگیزه‌های دولت برای اجرای لایحه هدفمند سازی صرف نظر از مشکلات پیش رو در سال آینده ، نسبت به سال گذشته متفاوت شده است.بدین معنا که سال گذشته دولت دلایلی برای تاکید بر اجرای این لایحه داشت و امسال اگر فرض را بر اصرار دولت بر اجرای لایحه بگذاریم  بخشی ازاین دلایل تغییر کرده و متفاوت شده‌اند. بدون تردید ازمهم‌ترین دلایل دولت برای ارائه این لایحه در سال گذشته و پیگیری اجرای آن از ابتدای سال 88 انتخابات ریاست جمهوری بود. قطعا امروز با پشت سر گذاشتن انتخابات، دیگر این مسئله جزء دلایل و انگیزه‌های دولت نیست.سال گذشته چون انتخابات را در پیش داشتیم  دولت از اجرای لایحه برخی انگیزه‌های سیاسی و اجتماعی را دنبال می‌کرد که بسیار هم قوی بود. بنظر من اصرار دولت براینکه بودجه این طرح آنهم  قبل از تصویب در لایحه بودجه سال 88 پیش بینی شود و اجازه اجرا از ابتدای سال 88 را از مجلس بگیرد بیشتر از منظر انتخابات و رویکرد سیاسی بود.تبعا الان چنین رویکردی ضعیف‌تر است.

در حال حاضر چه رویکردی قوی‌تر است؟

الان تنظیم بودجه کشور با توجه به منابع در آمدی و هزینه هایی که دولت ایجاد کرده سخت و تا حدودی ناممکن شده است مگر اینکه منابع جدید در امدی برای دولت تعریف شود.اجرای این لایحه منجر به ایجاد  یک منبع درآمدی جدید است که می تواند بخش قابل توجهی از مشکل تامین بودجه دولت را حل کند.از سوی دیگر دولت قولی را داده و حرفی را زده و در بخش هایی از جامعه توقعاتی را موجب شده است. این توقعات در بخش هایی از جامعه بعنوان راهکاری برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی آنان تلقی شده و دولت نمی تواند  توقعی را که ایجاد کرده است بی پاسخ بگذارد.دولت اگر نخواهد این لایحه را اجرا کند منبع دیگری برای پاسخگویی به توقعات ایجاد شده ندارد.اینکه آیا یارانه ها هدفمند می شود یا نه و آیا ساختار اقتصادی اصلاح می شود یا نه ، بحث های ثانویه است.به این دو دلیل  دولت اصرار دارد کار را ازجایی شروع کند.

شما با توجه به شرایط فعلی این طرح را قابل اجرا می دانید؟

من هر برنامه ای را با در نظر گرفتن ملاحظات و روش های مناسب برای تحقق آن  اجرایی می‌دانم .اینکه آیا به ملاحظات اساسی اجرای طرح  توجه می شود و یا اینکه شیوه‌های درست  برای اجرا به کار یسته می شود بسیارمهم است .اختلاف نظری که حداقل بنده با برخی مدیران دولت دارم این است که  معتقدم آنها به برخی از ملاحظات ضروری اجرای این طرح توجه ندارند.شیوه‌هایی هم که برای اجرا در نظرگرفته اند مناسب ترین شیوه نیست و پیامدهای نگران کننده ای برای شیوه هایی که دولت در نظر دارد مترتب است.به همین دلیل احتمال عدم موفقیت طرح را می‌دهم.

آیا در کمیسیون ویژه که شما هم عضو آن هستید تبعات اجتماعی و سیاسی اجرای لایحه هدفمند سازی یارانه ها مورد توجه و بررسی  قرار گرفته است؟ با اجرای این طرح که دایره بزرگتری از مردم را به دلیل مسائل معیشتی در بر می گیرد چگونه تبعات  اجتماعی و سیاسی آن قابل کنترل است و آیا اصولا به این موارد توجه شده است؟

این موضوع مورد توجه کمیسیون بوده است.کمیسیون به پیامدهای احتمالی سیاسی ،اجتماعی و امنیتی طرح توجه داشت و در همین رابطه جلساتی را با وزرای ذیربط ( وزرای کشور و اطلاعات دولت نهم )تشکیل داد و برخی از دغدغه ها و نگرانی ها در آن جلسات مطرح شد. به نظر می آمد وزیر کشور وقت نسبت به عمق و گستره پیامدهای طرح چندان توجیه نبود و برای پاسخ دادن به سوالات آنها را به اطلاعاتی که بعدا باید بدست می آمد ارجاع می‌داد . نحوه پاسخگوئی به سوالات و دغدغه ها از سوی ایشان  نشان می داد صرفا به کلیات  مساله توجه دارد و یک ستاد مشخص که بتواند پیامدهای سیاسی، اجتماعی  و امنیتی اجرای طرح را ارزیابی کند و آمادگی برای کنترل پیامد ها را داشته باشد در آن حوزه مشاهد نکردیم. اما به نظر می‌رسید وزارت اطلاعات توجه بیشتری داشته و نگرانی‌های جدی‌تری در این خصوص داشتند ولی  تاکید داشتد که برای مدیریت چنین شرایطی توان و آمادگی لازم را دارند . البته به نظر ما آنها هم خیلی خوشبینانه به قضیه نگاه می‌کردند.اولا با پاره ای توضیحات که بخش های اقتصادی داده بودند و در بسیاری موارد کمسیون هم در خصوص آنها قانع نمی شد فکر می‌کردند ابعاد اجتماعی، سیاسی و امنیتی اجرای لایحه چندان گسترده نخواهد بود و در آن حدی هم  که احتمال  می دادند معتقد بودند آمادگی کنترل و مهار پیامدهای موضوع را دارند.

اما همه این بحث ها سال گذشته با وزیران ذیربط دولت نهم انجام شد.این سوالات امروز بصورت جدی مطرح است که وزرای فعلی که هم اکنون بر مسند وزارت خانه های کشور و اطلاعات هستند چگونه به موضوع نگاه می کنند؟ یا با توجه به حوادثی که بعد از انتخابات رخ داد و گسستی که امروز در جامعه عمیق‌تر شده و در روابط بین بخش هایی از مردم و حاکمیت دغدغه ها و نگرانی های جدیدی ایجاد شده است پیامدهای اجتماعی و سیاسی طرح چگونه ارزیابی می شود؟ بنظر می‌رسد هنوز به این مساله در دولت دهم پرداخته نشده و شاید لازم باشد با توجه به اینکه موضوع  ازمرحله بررسی درمجلس گذشته است خود دولت به این مساله توجه ویژه داشته باشد و کمیته‌ای را برای بررسی عواقب سیاسی ،اجتماعی و امنیتی اجرای لایحه و احیانا مدیریت حوادث و اتفاقاتی که ممکن است رخ دهد تشیکل دهند و نتایج بررسی ها و راهکارها را به مجلس نیز گزارش کنند.

به نظر می‌رسد نگاه اجتماعی سیاسی کمیسیون به لایحه هم ضعیف بوده است؟

نه ، حداقل از باب جمع آوری اطلاعات و بررسی نقطه نظرات مسولین ذی ربط کار های لازم در کمیسیون انجام شد. حتی در حوزه های بهداشت و درمان  ، بیمه ها ،  آموزش عالی ، آموزش و پرورش و...تبعات طرح بررسی شد.

شما با وزرای کشور و اطلاعات دولت دهم جلسه‌ای نداشتید؟

زمانیکه لایحه در صحن علنی آمد بحث ها بسته شده بود و نشست با این وزرا بعد از بسته شدن لایحه و طرح آن در صحن علنی موضوعیتی نداشت .جلسه با مدیران با این هدف تشکیل می شود که از نقطه نظرات آنها در نهایی کردن لایحه استفاده شود ، وقتی که لایحه قبل از تشکیل دولت دهم نهایی شده بود طبعا تشکیل جلسه با وزرای جدید در دولت نمی توانست کار ساز باشد.

این بررسی‌ها چه تاثیری در لایحه داشت؟

شاید به ظاهر این ایرادبه کار کمسیون ویژه وارد باشد که چرا نتایج آن مباحث و  بررسی ها ی صورت گرفته در لایحه منعکس نیستت  ولی باید توجه داشت آنچه که در کمیسیون نهایی شد وبه صحن مجلس آمد صرفا جنبه های اقتصادی را مورد توجه قرار داده و توجه به پیامد های اجتماعی و امنیتی لایحه نمی توانست در قالب مواد لایحه و احکام قانونی درج شود  . این موارد در زمره پیامد های  احتماعی ، سیاسی و امنیتی  است که باید در اجرا به آن توجه شود. فراموش نکنیم که بحث اصلی لایحه مسائل اقتصادی است  و موارد سیاسی –امنیتی نسبت به مباحث اقتصادی در این لایحه مسایل جانبی است لذا این تصور که محور قضیه باید اجتماعی و سیاسی باشد تصور درستی نیست . طبعا مثل همه کارهایی که در کشور انجام می شود باید تبعات سیاسی اجتماعی و امنیتی آن از سوی مجریان مورد توجه قرار گیرد.این توجه را کمیسیون به مجریان داد اما کمسیون نمی‌توانست موادی را در قانون بعنوان احکام لازم الزعایه سیاسی و یا امنیتی ببیند.

همین که مجلس دولت را موظف کرد این لایحه را بجای سه سال در 5 سال اجرایی کند یک نگاه امنیتی سیاسی به مساله برای کاهش اثرات آن بود.پس می شد این موارد را در نظر گرفت؟

به نظر من این موضوع هم یک نگاه اقتصادی بود.ما معتقدبودیم اگر این لایحه در طول سه سال اجرایی شود میزان تورمی که در سه سال ایجاد می کند بیشتر از تورم ناشی از اجرای 5 ساله آن است.در نتیجه برا ی اینکه تورم را کاهش دهیم مدت زمان اجرا را به 5 سال رساندیم.طبعا زمانیکه تورم سالانه کاهش پیدا می کند تبعات سیاسی و اجتماعی هم کاهش پیدا می کند .ما آستانه تحمل جامعه را از نظر اقتصادی مد نظر قرار دادیم .می خواهم تاکید کنم که حتی اگر مجلس توجه بیشتری به این امور داشت با ز هم   نمی توانست در لایحه بعنوان موادقانونی در نظر بگیرد . من هنوز هم تاکید دارم  این یک لایحه اقتصادی است که نحوه اجرایش می تواند پیامدهای اجتماعی سیاسی و امنیتی قابل توجهی را بدنبال داشته باشد.هرچه نحوه اجرا به درستی مدیریت شود آن پیامدها می‌تواند با آثار کمتری باشد وهرچه مدیریت بد باشد آثار و تبعات ان بیشتر خواهد بود .

اگر شما در موضع تصمیم‌گیری بودید  با توجه به فضای فعلی کشور این لایحه را اجرا می کردید؟

قبلا هم گفتم و مجددا تاکید می کنم که هر کاری را با ملاحظات خاص آن  و شیوه های درست می توان عملیاتی و اجرا کرد.من معتقدم که دولت ان ملاحظاتی  را که باید مورد توجه قرار دهد کمتر مورد توجه قرار داده و روشهایی که برای اجرا انتخاب کرده روشهای کاملی نیست و بعضا روش های اشتباهی است.قطعا با روش هایی که مد نظر دولت است در اجرا به مشکلات جدی برخورد خواهد کرد.

در برخی  از تحلیل ها  عنوان می شود اجرای این لایحه طبقه متوسط جامعه را از بین می برد.آیا قبول دارید که بیشترین آسیب را این بخش جامعه خواهد دید؟

توجه داشته باشید که هیچگاه یک طبقه اجتماعی از بین نمی رود .من فکر می کنم یکی از اهداف انقلاب اسلامی و نیز یکی از دستاورد های ان فربه تر کردن طبقه متوسط بود.ما الان یک طبقه متوسط بزرگ داریم  که از دهک سوم طبقه جامعه شروع می‌شود وتا دهک هفتم و هشتم را شامل می شود .این نوع اقدامات فشار مضاعفی را بر طبقه متوسط می آورد. می توانم بگویم که با اجرای این طرح  در وضعیت معیشتی دو دهک اول بهبود نسبی حاصل می شود  ودر خصوص طبقات مرفه تاثیری نمی گذارد.این طبقه در حال حاضر هم به صورت داوطلبانه از بسیاری یارانه ها استفاده نمی کند.اما طبقه متوسط  فشار اقتصادی ناشی از اجرای طرح را در زندگی خود احساس خواهد کرد . قطعا طبقه متوسط تحت فشار اقتصادی قرار می گیرد و گروههائی از آن به دهک های پائین‌تر تغییر وضعیت می‌دهد .

مجلس که این موضوع را درک کرده چرا در خصوص پیامدهای اجرای طرح برای این طبقه گسترده کم توجه بوده است؟ ضمن اینکه این دولت چهار سال بر سر کار بوده و مجلس با  شناختی که  از نحوه عملکرد و تصمیم گیری دولت دارد چطوراختیارات وسیع در تصمیم گیری را به دولت واگذار کرده است؟

اولا ، فرض بر این است که ما برای انجام هر کار راه های درست و اصولی داریم  و کسانیکه اجرا را بر عهده می گیرند از حداقل هایی از خردورزی در تصمیم گیری هایشان بهره می گیرند و کار را درست انجام می دهد .مجلس می‌توانست  مثلا وارد قیمت گذاری حامل های انرژی شود و هر سال قیمت حامل های  انرژی را تصویب کند و یا اینکه اختیار آن را  به دولت  واگذار کند. در بسیاری از کشور ها اینگونه است که چنین اختیاراتی را به دولت می دهند.تصمیم مجلس در واگذاری اختیارات به  نهاد دولت خلاف عقلانیت نیست البته از بابت نوع عملکرد دولت و نحوه اجرا نگرانی جدی وجود دارد.

ثانیا ، پیش فرض های مجلس فقط  نظرات من نیست.ممکن است اکثریت مجلس دولت را در این اقدامات دارای جسارت و دور اندیشی بدانند.من معتقد هستم با نوع رفتاری که دولت داشته نمی شد این میزان اختیارات را با اطمینان به دولت داد.اگر دولت در تصمیم گیری اقتصادی رفتار درستی را به نمایش می گذاشت دادن اختیارات به نهاد دولت امر منطقی  بود.اما دولت در عمل و در گرایشات خود نشان داده که اصرار دارد به گونه دیگری عمل کند. شنیدم در جلسه‌ای که برخی از اعضای کمیسیون ویژه با آقای احمدی نژاد داشته اند  ایشان قسم جلاله یاد کرده که اجرای این لایحه در ظرف سه سال برای مردم بهتر از پنج سال است.وقتی کسی قسم می خورد یعنی باور دارد.اینکه باورش درست است یا نه بحث دیگری است اما مطمئنا ایشان به دلیل باور به این موضوع  تلاش می کند در همان راستا حرکت کند و شیب اجرا را تندتر کند .با چنین رویکردی من نگران دادن این اختیارات به دولت هستم.

لایحه‌ای که دولت به مجلس آورد چقدر در کمیسیون تغییر کرد؟

تغییرات قابل توجهی داشت. در خصوص دوره اجرای طرح  کمیسیون از سه سال به پنج سال افزایش داد و جامعه هدف را که دولت هفت دهک برای اقدامات  جبرانی در نظر گرفته بود  تغییر داد .همچنین  در توزیع منابع حاصل از هدفمند سازی یارانه ها تغییرات جدی ایجاد شد.سازوکار هزینه هم که دولت صندوقی را در نظر گرفته بود کمسیون  به سمت ایجاد ردیفهائی در بودجه سنواتی برد و پیشنهاد دولت مبنی بر توقف افزایش حقوق کارمندان که دولت میخواست صرفا به آنها پرداخت جبرانی از این محل دهد حذف شد. بنظرم کمیسیون حدود 50 درصد لایحه دولت را تغییر داد.

با اجرای این طرح به هر فرد در ماه چقدر اختصاص می یابد؟ آیا اینکه  پرداخت بین 12 تا 15 هزار تومان به هر فرد مطرح شده درست است؟

این علاقه ای است که دولت دارد و برای تحقق آن باید قیمت بنزین ، گازوئیل ، گاز طبیعی و برق به گونه ای تعیین شود که اقلا دویست هزار میلیارد ریال از محل افزایش قیمت ها حاصل گردد . در حالیکه در مصوبه مجلس سقف درآمد مجاز دولت برای سال اول به این میزان پیش بینی شده است . من فکر میکنم اگر متوسط درآمد دولت از این محل را برای سال اول حدود یکصدوپنجاه هزار میلیارد ریال در نظر بگیریم و جامعه هدف برای پرداخت های جبراتی نقدی را حدود پنجاه میلیون نفر فرض کنیم  امکان پرداخت سرانه حدود 12000 تومان در هر ماه هست .

فکر می کنید که این لایحه پس از تصویب اجرا شود؟

من فکر می کنم این لایحه حتی اگر اجرا شود اطمینانی بر تداوم اجرای آن وجود ندارد. البته نباید از هم اکنون از احتمال  اینکه دولت اجرا نکند صحبت کنیم اما معتقد هستم به دلیل روشهایی که دولت برای اجرا در نظر گرفته و مشکلاتی که پیامد این روشها است و اصرار دولت به تندتر کردن شیب اجرای طرح  به احتمال زیاد بعد از شروع مشکلات زیادی را فراروی مجریان خواهیم داشت که ممکن است حتی به توقف اجرا نیز بینجامد .

شجریان درباره اساتیدی كه در طول سال‌ها از آنها مطلب فرا گرفته؛ گفت: اساتید من یكی دو نفر نبودند و من سعی كردم از هر كسی مطلبی بیاموزم اما استاد احمد عبادی، مهرتاش، فرامرز پاپور، دوامی، برومند و جلیل شهناز ... بسیار نكته‌ها در موسیقی را به من آموختند.

شجریان با اشاره به نقش جامعه باربد در ارتقاء موسیقی و هنر كشور گفت: جامعه باربد همانطور كه نقش بزرگی در سینما موسیقی ایفا كرد؛ حضور بسزایی هم در حوزه سینما داشت.

وی درباره تفاوت‌ها و شباهت‌های بازیگری و خوانندگی گفت: نوع خوانندگی من بازیگری به دنبال ندارد اما ما در بیان شعر بازیگری می‌كنیم. من همیشه به شاگردانم می‌گویم كه شعر را روایت نكنند بلكه باید بازیگری كنند. خواننده باید شعر را به‌گونه‌ای بخواند كه روی مخاطب تاثیر بگذارد. در بازیگری نیز

ارزش كار خواننده در ایران به بداهه خوانی است و لطف آواز ایرانی در بداهه‌خوانی است و باید دو شب كنسرت یك خواننده شبیه هم نباشد.

صدا بسیار مهم است و یك بازیگر تئاتر هنر خود را با بیان و صدا آغاز می‌كند.

وی با ذكر خاطره‌ای از غلامحسین بنان گفت: بنان به شاگردانش می‌گفت باید همانطور كه حرف می‌زنید شعر را بخوانید و نباید شعر را خارج از عرف حرف زدن خواند.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره نقش هنر در جامعه امروز گفت: هنر وسیله‌ای برای شناخت هنرمند است اما باید دید كه در پشت هنری كه عرضه می‌شود چه كسی حضور دارد. هنرمند باید دقت كند همانطور كه شناخته شده است؛ رفتار كند و رفتارش به صورتی نباشد كه مردم را از هنر او دلزده كند.

وی ادامه داد: هنرمند حق ندارد هنر خود را در زمان‌ها و مكان‌هایی كه مناسب نیست؛ عرضه كند.

شجریان با اشاره به لزوم اعتماد مردم به هنرمند افزود: در رفتار همه انسان‌ها و به خصوص هنرمندان دو نكته اساسی وجود دارد اول نگاه است و دوم صدا. هیچ فردی نمی‌تواند شخصیت و نیت خود را پشت دفتر نگاهش مخفی كند و صدا نیز به نوعی عطر آدم‌ها است. مردم به خوبی متوجه می‌شوند كه چه كسی با صدای خود دروغ می‌گوید و اگر فردی فكر كند كه مردم نمی‌فهمند، خود را به نفهمی زده است.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره اهداف خود از ساختن سازهای جدید گفت: در موسیقی ایرانی نزدیك به 120 نوع ساز وجود دارد اما متاسفانه اركسترهای ما شكوه و عظمت اركسترهای غربی را ندارد. پس از بررسی های بسیار متوجه شدم سازهایی كه صدای بم داشته باشند در موسیقی ما كم است و بم‌ترین سازها عود است درحالی كه از صدای عود بم‌تر نیز وجود دارد، پس از بررسی سازهای دنیا، سازهای جدید را طراحی كردم و هرچند بعضا مخالفت‌هایی نیز با این سازها می‌شد اما تاكنون 9 ساز را طراحی كردم و درحالی طراحی چند ساز دیگر

همخوانی من با همایون فی‌البداهه و هماهنگ شده است

نیز هستم و طراحی ساز اتفاقی است كه در همه جای دنیا می‌افتد.

شجریان درباره اهمیت ریتم در خوانندگی و بازیگری گفت: ریتم در همه شئون زندگی ما وجود دارد از غذا خوردن تا صحبت كردن و اساس زندگی و حركت كائنات نیز براساس ریتم است. برای یك بازیگر و خواننده هم ریتم حرف اول را می‌زند حتی سكوت نیز باید در خدمت ریتم باشد.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره رابطه شعر و ادبیات یا موسیقی و آواز گفت: شعر و موسیقی مكمل یكدیگرند و اما موسیقی فراتر از شعر و حتی فراتر از هر هنری است و اگر از سینما موسیقی را بگیریم؛ فیلم تاثیر خود را از دست می‌دهد.

وی ادامه داد: در هر شعری یك موسیقی وجود دارد. خواننده باید موسیقی شعر را كشف كند و اگر موسیقی شعر عوض شود معنی شعر نیز عوض می‌شود. آهنگسازان موسیقی متن فیلم نیز در اصل ریتم و موسیقی فیلم را كشف می‌كنند.

شجریان در رابطه با وضعیت امروز موسیقی و رابطه جوانان با موسیقی ینتی و اصیل گفت: ما نمی‌توانیم برای افراد نسخه بدهیم كه به چه نوع موسیقی گوش كنند و خود من نیز تعصب ندارم كه حتما همه باید موسیقی ایرانی گوش بدهند، بلكه معتقدم باید موسیقی خوب را به اندازه‌ای تولید كنیم كه مردم جذب شوند.

وی با اشاره به لزوم آموزش موسیقی در دوران كودكی گفت: آموزش موسیقی باید از دوره جنینی آغاز شود زیرا هر آهنگی كه مادر گوش می‌دهد

اگر عده‌ای فكر می‌كنند كه موسیقی سنتی غمگین است باید ببینیم كه در طول تاریخ بر مردم ما چه رفته است

جنین او نیز می‌شنود و در نوع سلیقه كودك در آینده تاثیر دارد.

وی با اشاره به وضعیت موسیقی پاپ گفت: امروز موسیقی پاپ ایرانی موسیقی نژادی ایرانی را در خود ندارد، این موسیقی سنتی بسیار سنگین است و اینكه تصور كنیم باید كودكان نیز موسیقی سنتی گوش كنند درست نیست بلكه مهم این است كه موسیقی درست گوش كنند.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره غمگین بودن فضای موسیقی اصیل ایرانی گفت: موسیقی هر ملتی نشان‌دهنده اتفاقات و فضای است كه در طول تاریخ بر آن ملت رفته است و البته باید بدانیم كه بین موسیقی اصیل و سنتی تفاوت وجود دارد. موسیقی اصیل؛ سنتی نیست اما موسیقی سنتی می‌تواند اصیل هم باشد، در طول تاریخ سنت‌ها در حال نو شدن و تازه شدن است.

وی ادامه داد: اگر عده‌ای فكر می‌كنند كه این موسیقی غمگین است باید ببینیم كه در طول تاریخ بر مردم ما چه رفته است.

وی ادامه داد: ظرفیت و پتانسیل موسیقی ایرانی بسیار بالا است و اگر موسیقی جهان 2 گام دارد موسیقی ایرانی صفر گام دارد و اما زمانی كه شما معتقد هستید موسیقی حرام است در نتیجه موسیقیدان و هنرمند تربیت نمی‌شود و هنر موسیقی نیز بروز و ظهور پیدا نمی‌كند.

شجریان درباره اجرای هماهنگ و همزمان چند خواننده گفت: از گذشته مواردی بوده است كه یك یا چند خواننده موسیقی (انسانی را روایت می‌كردند مانند داستان پیر جنگی كه 50 سال پیش اجرا می‌شد) اما همخوانی من با همایون فی‌البداهه و هماهنگ شده است.

وی درباره بداهه‌پردازی گفت: ارزش كار خواننده در ایران به بداهه خوانی است و لطف آواز ایرانی در بداهه‌خوانی

ریتم در همه شئون زندگی ما وجود دارد از غذا خوردن تا صحبت كردن و اساس زندگی و حركت كائنات نیز براساس ریتم است

است و باید دو شب كنسرت یك خواننده شبیه هم نباشد.

شجریان با ذكر خاطره‌ای از علی حاتمی درباره حضور آواز خود در فیلم دلشدگان گفت: در زمانی كه ابتدا ازسوی علی حاتمی برای همكاری در این فیلم دعوت شدم تمایلی نداشتم زیرا خاطره خوبی از حضور خوانندگان در فیلم‌ها نداشتم و درنهایت به شرطی این كار را قبول كردم كه اعلام كنند شجریان به صورت افتخاری در فیلم حضور یافته است و حتی زمانی كه قصد داشتم تا لوح فشرده آن را از طریق موسسه دل‌آواز عرضه كنم حق پخش آن را خریدم.

وی درباره نحوه تهیه آوازهای این فیلم گفت: به جز تصنیف‌ها سایر آوازهای فیلم را در كوه ضبط كردم و بعد با همكاری حسین علیزاده در استودیو؛ آن را اصلاح و تقویت كردم البته نقش فریدون مشیری به عنوان سراینده اشعار و زحماتی كه كشیده است بسیار مهم و قابل تقدیر است.

شجریان گفت: متاسفانه فیلم دلشدگان به اندازه‌ای سانسور شد كه ارتباط شخصیت‌های فیلم از بین رفته است.

شجریان درباره حضور موسیقی در آیین‌های مذهبی مانند اذان مرحوم موذن‌زاده گفت: اذان موذن‌زاده دو خصوصیت اصلی دارد یكی آنكه این اذان در دستگاه بیات ترك اجرا شده است كه با گوش ما بسیار آشنا است و دوم آنكه موذن‌زاده آن را با یك خلوص نیت خوانده است. من بیش از 60 سال است كه این اذان را گوش می‌دهم و تاثیر خوبی بر روی من گذاشته است.

در این مراسم كه هنرمندانی همچون مهتاب نصیرپور، افشین هاشمی، ترانه علیدوستی، مهتاب كرامتی، لاله اسكندری، حمیرا ریاضی و بسیاری از هنرمندان سینما حضور داشتند؛ داود رشیدی درحالیکه سوالات را ممیزی و سپس طرح می کرد؛ با تشكر از حضور شجریان لوح تقدیری را ازسوی انجمن و به وسیله محمد سریر به وی اهدا كرد.

afroogh- آقای عماد افروغ استاد دانشگاه و پژو هشگر اجتماعی و سیاسی پس از انتشار بیانیه شماره 17 میر حسین موسوی و ارائه راهکارهایی از سوی وی یادداشتی را برای "فرارو" ارسال کرده است . متن یادداشت دکتر افروغ بدین شرح است:

ضمن اصرار بر مواضع قبلی خود مبنی بر ضرورت احیا، بازتولید و تقویت وحدت ملی و تشکیل شورایی متشکل از چهره های سیاسی و فرهنگی متعادل و دلسوز نظام و ارکان رکین آن از سوی مقام معظم رهبری، بیانیه آقای میر حسین موسوی و تاکید بر محورهایی که مورد تردید برخی از جناح ها و فعالین سیاسی بود را به فال نیک می گیرم، به طور خلاصه در این بیانیه به صراحت از قدرت های بیگانه مستکبر( آمریکا و انگلیس)، افراد بدنام، جریان های منحوس از جمله منافقین ابراز انزجار شده و بر هویت اسلامی- ملی و مخالفت با سلطه بیگانگان و وفاداری به قانون اساسی تصریح شده است و ضمن نقد نحوه پوشش تلوزیونی مواضع و حوادث پس از انتخابات، امتیاز خواهی های بین المللی و ایجاد بازار مکاره برای کالا های بیگانه در کشور بر تفسیر رحمانی از اسلام، دولت مسئولیت پذیر، قانونمند، صادق، رئوف و حقوق به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی تاکید شده است.

در مجموع شرایط حساس و نیمه بحرانی کنونی کشور اگر نگوییم بحرانی اقتضای آن را دارد که به دور از افراط گری های طرفین منازعه به ویژه صاحبان قدرت که به دلیل منابع در اختیار مسئولیتی ویژه متوجه آنان است و با نظارت مقام معظم رهبری شرایط به گونه ای رقم خورد تا زمینه برای تفکیک سره از ناسره و جدایی نیرو های وفادار و ملتزم به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی از عناصر فرصت طلب و ساختار شکن فراهم گردد.

صدور بیانیه ها و اطلاعیه های افراطی از سوی هر جناحی باشد شاید در کوتاه مدت تسلی بخش عده ای گردد و آرامشی صوری مستقر شود اما به طور حتم راه حل اساسی را باید در حل مدبرانه و منصفانه مسائل و با صبر و حوصله جست و جو کرد.

بهترین نحوه مواجه با حوادث پس از انتخابات ریشه یابی بعید و قریب این حوادث و سیاست ها و رفتار های صاحبان قدرت رسمی و مواضع و دیدگاه های گروه های رقیب از جمله طرفین مبارزه انتخاباتی است. شاید علل قریب را بتوان در نحوه مبارزات و مناظرات انتخاباتی و مواضع بعدی طرفین و رسانه های مربوط به کاندیدا ها جست و جو کرد اما به طور یقین علل بعید را باید هم در سابقه عملکرد چهار ساله دولت مستقر و هم عملکرد و مواضع برخی از گروه های هوادار کاندیدا های رقیب و اتخاذ مواضع نامطلوب و ناموجهی چون خروج از حاکمیت، استعفای دسته جمعی و تحصن در مجلس که بدون تردید جزو حافظه های ناگوار تاریخی این کشور است دنبال کرد.

همواره مطلوب ما این بوده است که در چهارچوب و در ذیل گفتمان انقلاب اسلامی اختلاف دیدگاه ها و سلایق و تکثرها به رسمیت شناخته شود چون در این صورت است که می توان از جامعه روبه رشد و تعالی یاد کرد جامعه بدون تکثر و یک دست علاوه بر آن که مثل آب راکدی است که می گندد سرشار از نفاق و ریا خواهد بود. به هر حال تنها در شرایط امن و آسوده خاطر است که می توان با حضور چهره های متعادل و جناح های مختلف وفادار به انقلاب اسلامی و آرمان های جمهوری اسلامی و با تاکید مضاعف بر حفظ وحدت ملی از این شرایط به سلامت عبور کرد.

بدون تردید این حادثه ابعاد قضایی مختلفی نیز در بر داشته است که باید اجازه داد تا قوه قضائیه سر فرصت و با استناد به اسناد محکمه پسند و قانونی مواجهه لازم را صورت دهد و مرتکبان جرائم مختلف را از هر گروه و جناحی که باشد مجازات قانونی نماید.

Back to Top

Template Design:Dima Group